برمی گردم

برمی گردم ، صدایم را بردارم
بر می گردم ، دستهایم را بردارم
بر می گردم ، خواهرم را ببویم
بر می گردم ، ایوان ام را بشویم

ته چمدانم پر از شمعِ روشن
رخت و برگِ سوخته ، گذرنامه من
لبِ آستینِ من خیس از بغض رامسر
تخت کفشِ من پر از گلهای پرپر

بر می گردم ، دیروزم را بردارم
بر می گردم ، هنوزم را بردارم
بی سایه ام ، درختِ بی زمین ام
بر می گردم ، میوه ام را ببینم


بر می گردم
بگذارید ، بر گردم…

/ 0 نظر / 8 بازدید