عکس دو نفره!

چند روز پیش تو هوای گرم بهاری از وسط پارک شهر رد میشدم و درحالیکه از کنار فواره نگاهم به قطره های آب بود که چطوری در برخورد با تلالو خورشید به شکل ستاره به سمت هوا و زمین پرتاب میشن و مثل همیشه با چشمام بازی نور و رنگ راه انداخته بودم.. چشمم به منظره زیبایی افتاد که لبخندی رو از سر شوق روی لبهای من نشوند

پیرمرد و پیرزن سرحالی کنار حوض رو بروی هم ایستاده بودند. پیرمرد با دوربین قدیمی اش داشت شاید از مهمترین سوژه عکاسی زندگیش عکس می گرفت . کسی که حتما روزهای تلخ و شیرین زیادی را با او گذرانده بود.

همینطور به این منظره خیره شده بودم که پیرمرد رو به من کرد و در حالیکه دوربینش را به سمتم دراز می کرد خواست عکس بگیرم. بله عکس دو نفره!

با لبخندی دوربین و گرفتم و شاید به جرعت بتونم بگم که یکی از بهترین عکس های زندگیم رو گرفتم...

دوست داشتم اون عکس پر می زد و توی دوربین من مینشست تا با دیدنش یک بار دیگه همه اون حس های خوب رو با خودم مرور می کردم ...

 

/ 0 نظر / 32 بازدید